|
من از سکوت سهمگین نگاهت ازمنجلاب تیره دنیایت و از خروش دردناک صدایت می هراسم.... می هراسم از روزیکه چشمانت از من جدا باشند هراس با تو بی معنا و بی تو ... معنای سرد یک چینه مرا دریاب...! منی که با تو عبوری بی پایان دارم و اما نه... هرگز مگذار که دیدگان گناه الودم هم بستر طغیان این جنازه بی جان باشد.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 11:26 قبل از ظهر توسط غریبه |
|